مراقب کاربرد واژه ها و ادبیات سرکوبگرانه ایدئولوگها و رهبران باشیم!

زمانیکه کشوری در بحرانهای سیاسی و اقتصادی بی ثبات شده و مبارزات خودجوش توده ها و آگاهی طبقاتی زحمتکشان رو به اعتلای انقلابی است، باید بینهایت مراقب کاربرد ادبیات سرکوبگرانه رهبران طبقه حاکم بویژه پیشوا و ولی فقیه باشیم.
تاریخ نمونه های فراوانی دارد که در چنین نقاط عطفی از تکامل مبارزات اجتماعی فاصله اندیشه سرکوبگر و کنش سرکوبگر، وفاصله میان واژه ویرانی وفعل ویرانی بویژه در ایران امروز بصورت خطرناکی کوتاه شده است.

تجارب نازیهای آلمان
در زمان هیتلر و موسولینی هم در سرعتی باور نکردنی تهدید ها به عمل جنایتکارانه و قتلعام کمونیستها و یهودیان منتهی شد!… در ۲۷ فوریه ۱۹۳۳ نازیها آتش سوزی رایشتاک را به کمونیست جوان هلند بنام فاندر لوبه نسبت دادند. آنها مدعی شدند که کمونیستها در حال نقشه کشیدن علیه دولت هیتلر هستند!… هیتلر با چهره ای خوشحال گفت دیگر دشمنان ما امنیت نخواهند یافت!… با اعلام “وضعیت اضطرای” و “استثنائی” و کنار نهادن “موقتی” قوانین دست و پا گیر، بلافاصله سرکوب و قتل عام کمونیستها شروع شد، حتی 96 نفر از اعضای پارلمان آلمان را که کمونیست یا سوسیالیست بودند و مصونیت پارلمانی داشتند کشتند!…

هربرت مارکوزه بدرستی می گوید:
” در وضعیت های مختلف گذشته گفته های رهبران فاشیست، یا نازی، پیش درآمد بلافصلی برای کشتار بود. فاصله میان تبلیغ و عمل، بین سازماندهی و یورش آن به مردم، بسیار کوتاه شده است. اما می شد پیش از آنکه بسیار دیر شود جلو پخش شدن سخنان را گرفت، اگر تسامح دمکراتیک شامل حال عملیات این رهبران نمی شد، بشریت این بخت را پیدا می کرد که از آشویتز و جنگ جهانی پرهیز کند. … بازار اندیشه را کسانی سازماندهی و مرزبندی میکنند که منافع ملی و فردی را تعیین می کنند. … “
ص 377 کتاب جامعه شناسی انتقادی مترجم حسن چاوشیان

در تمام رژیمهای توتالیتر و فاشیستی قاعده همانست. باید بموقع کاربرد کلمات و ادبیات سرکوبگر توسط رهبران را بینهایت جدی گرفت، درسهای تاریخی مهم را بدقت آموخت و تدابیر لازم را اتخاذ کرد. باید با مشروعیت زدایی دائمی از فرهنگ و سیاستهای طبقه حاکم و ارتقاء آگاهی، خودسازماندهی و مقاومت خلاق توده ها، از کشتار آنها در تمامی سطوح ممکن جلوگیری کرد!

در این یادداشت روی کاربرد دو واژه “اشرار” و “مستضعف” و درسهای مشابه تاریخی تامل می کنیم. چرا نظام ولایت فقیه به تولید و بازتعریف اینگونه مفاهیم نیازمند است؟

وظیفه حیاتی ایدئولوگها و رهبران در مبارزات اجتماعی چیست؟
زندگی سیاسی ایجاب می کند که مداوما مفاهیم جدید در رابطه با سطح مبارزه اجتماعی و طبقاتی تولید گردند، هدفها توسط رهبران فرموله و یادآوری شوند و مشروعیت یابند. ارزشهایی که برای عمل اجتماعی پیشنهاد شده اند، برجسته شوند. کار اساسی همه ایدئولوژیها تولید و باز تولید این پروسه است.

به موازات سیستم اعلام وظایف و دستورالعملها باید یک سیستم تولید معانی برپاگردد و غایتها و اهداف استراتژیک را توضیح دهند. اعلام قواعد کافی نیست بلکه این قواعد باید به کمک دین، استطورها و فرهنگ در درون افراد جای گیرند، مورد قبول واقع شوند و خود را در فعالیت هر روزه نشان دهند.

کارایی یک ارتش به “روحیه” لشگریان، به دلاوریهای افراد مبارز… سرزندگی یک کلیسا به ایمان، ” شور و شوق ” عاطفی و روانی مومنان و هواداران… بستگی دارد.
بدین ترتیب نهادهای طبقه حاکم کلامی را تولید می کنند که هر یک از اعضای آن تهادها را به درونی کردن وظایف خویش می خواند، و آنهم نه همچون یک اجبار ابزاری ساده، بلکه همچون آرمانی که باید با آن هویت یابند…

چرا ولی فقیه تظاهرات کنندگان را “اشرار” نامید؟

وظیفه اساسی ولی فقیه یا ایدئولوگ در لحظات بحرانی در دفاع از نظام از یکطرف عبارتست از: بسیج حداکثر شور و شوق عاطفی، ایجاد وحدت، اعتماد، هویت یابی، مشروعیت آفرینی،… در درون خودیهای نظام، از طرف دیگر همزمان مشروعیت زدایی و طرد بی رحمانه دگراندیشان و دشمنان! با سرمایه گذاری روی ارزشهای مذهبی و اسطورها و فرهنگ طبقه حاکم در جنگ با کفار و شیاطین، با دست یابی به مازاد قدرت، اعمال حداکثر سرکوب و خشونت بی رحمانه را سازماندهی می کند.

بلافاصله بعد از شروع خیزش خودجوش تهیدستان و قربانیان نظام، ولی فقیه در سخنرانی خود آنها را “اشرار” نامید. کارگران و تهیدستانی که در اوایل انقلاب آنها را مستضعفان و صاحب انقلاب می نامیدند، تبدیل به اشرار شدند! این سخنرانی به سرعت موجب بیعت تمامی رهبران سیاسی و نظامی و اعلام آمادگی ضمنی برای جهاد و جنگ مقدس با “اشرار” شد. اعمال خشونت، کشتار و سرکوبهای بی مثال توده های بجان آمده از فقر و بی عدالتی نظام، آغاز گردید!…
کشتار و سرکوبی که در چهل سال اخیر بی مانند بود!…

حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، در راهپیمایی طرفداران حکومت ایران، اعتراض‌های هفته گذشته را حاصل “یک سناریو کامل جهانی” دانست و گفت ایران “امروز در یک جنگ بزرگ جهانی” است.

سرتیپ سالار آبنوش، فرمانده عملیات سازمان بسیج، اعتراض‌های اخیر در ایران را «جنگ جهانی تمام عیار» توصیف کرده که «یک دفعه کل کشور را فرا گرفت» و تاکید کرده که «فقط خدا ما را نجات داد».


اعلام پیروزی در جنگ جهانی علیه “اشرار”
ولی فقیه و سران دولت بعد از این کشتارهای جنایتبار اعلام پیروزی کردند! همبستگی بسیار هوشمند و شجاعانه خانواده های جان باختگان و پیوند میان مادران خاوران و جنبش اخیر، برجسته کردن مقاومت 40 ساله و حرکت رادیکال دانشجویان در تمام دانشگاهای ایران بعد از اینهمه سرکوب خونین، نشان داد که کشتار موجب ترس و عقیم شدن توده ها نشده و مبارزه در سطوحی بسیار ظریف، گسترده، رادیکال، هوشمندانه و نویدبخش تازه آغاز شده!… سر دادن شعار پیروزی در چنین شرایطی توهمی بیش نیست!… این جنبش علیرغم ضعف های زیاد اجتناب ناپذیر و اجتناب پذیر، در موقعیت فعلی از هر نظر نسبت به تمام جنبش های سابق بشدت رادیکالتر و آگاه تر و سازمان یافته تر بود. کوتاه شدن فاصله جنبشهای خودجوش و گسترده تر و رادیکالتر شدن آنها خبر از ابعاد بحران، شکافهای غیرقابل عبور و تضادهای آشتی ناپذیر بین طبقه حاکم و قربانیان نظام دارد. سرکوب جنایتبار تنها زبانی است که دولت با ملت حرف می زند، ولی چنین دیالوگی هرگز راه حل مشکلات واقعی توده ها و نجات دیکتاتورها نبوده و نخواهد شد، به همین دلیل جنبش افتان و خیزان از منجلاب موجود جمهوری اسلامی، بسوی قله های ناشناخته جامعه عدالت محور، رهایی و آزادی حرکت می کند!…

حجت‌الاسلام حسن ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران در نماز عبادی ـ سیاسی این هفته تهران، با اشاره به رویدادهای اخیر اظهار داشت: ” خوشا به حال کسانی که بازوی رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند که برای اقامه دین نمی‌توان به این جایگاه دست یافت مگر اینکه انسان دیندار واقعی به معنای واقعی کلمه باشد و بازوی نظام اسلامی برای اقامه دین شود!”
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!…

باید با تمام توان از دزدیده شدن، گم شدن و کشتار فعالین سیاسی و مدنی توسط جنایتکاران حاکم جلوگیری کنیم و صدای قربانیان باشیم!…

ادامه دارد…
در بخشهای بعدی این یادداشت تضادهای موجود میان طبقه حاکم و چگونگی تبدیل “اشرار” به “شهدا” ، اهمیت و چرائی تجدید تعریف مستضعفان توسط رهبر و خیلی از مسائل دیگر را بررسی خواهم کرد…

با احترام،
احمد پوری (هلند) 09 – 12 – 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *